قادر حيدرى فسايى
31
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
اشكال مصنّف بر نظريه صاحب فصول : نظريه صاحب فصول باطل است . دليل : صغرى : اگر صفات با همان معنايى كه بر غير اللّه اطلاق مىشوند بر اللّه اطلاق نشوند ، لازمهاش اين است كه اين صفات يك سلسله الفاظ بىمعنا باشند . كبرى : و اللازم باطل . نتيجه : فالملزوم مثله . توضيح صغرى : صفات هنگام حمل بر اللّه سه صورت دارند : الف ) يا همان معنايى را دارند كه هنگام حمل بر غير اللّه دارند . ب ) يا معنايى مقابل آن معنا دارند مثلا عالم به معناى جاهل . ج ) يا معنايى ندارند بلكه صرفا يك سلسله الفاظ بىمعنا مىباشند . با توجه به اينكه صورت دوم محال است ، امر دائر بين صورت اوّل و سوم خواهد بود و لذا اگر صورت اوّل نباشد ، صورت سوم متعيّن است . « 1 » نتيجهى نهايى : با تحقيقى كه گفته شد دو نكته روشن مىشود : 1 ) استدلال كسانى كه در صدق حقيقى مشتقّ بر ذات ، قيام مبدأ به ذات را شرط نمىدانند ، باطل است . 2 ) قضاوتى كه بين طرفين شده ( در جايى كه ذات با مبدأ متحد نيست ، قيام لازم است مثل زيد ضاحك و در جايى كه متحد است قيام لازم نيست مثل اللّه عالم ) باطل است . قوله : « السادس . . . » . [ امر ششم : محلّ نزاع در مشتقّ ] مقدّمه : مجاز در يك تقسيم بر دو قسم است : « 2 »
--> ( 1 ) - ر ك : حاشيه مرحوم مشكينى . ( 2 ) - ر ك : مختصر المعانى ، ص 55 .